اشتغال زنان

بررسی عوامل موثر براشتغال زنان از دید گاهای مختلف

زن و اشتغال زنان از دیدگاه قرآن و امامان

فعالیتهای فرهنگی و علمی روشن ترین موضوعات در اسلام می باشد. جانبداری اصولی از رشد علم و گسترش آموزش و دانایی در سطح جامعه بدون فرق و تمایز میان افراد و طبقات در آیات قرآنی، به روشنی و وضوح مطرح شده است .

تأکید اسلام بر فعالیتهای فرهنگی تا حدی است که حتی به زنان، جهت آموزش عقیدتی، اجازه شوهر را تکلیف نمی کند. یعنی در بسیاری از آموزشها چون آموزش اصول اعتقادات و احکام شرعی، ( که زنان باید بدانند ) ، اذن شوهر شرط نیست، مانند سایر اعمال تکلیفی که منع شوهر در آن، تأثیری ندارد .

از این رو پس از ظهور اسلام و برداشتن موانع علم آموزی از سر راه همسر و به ویژه این قشر، زنان در میدانهای علم و آموزش گام نهادند و چندی نگذشت که زنانی آگاه و دین شناس پدید آمدند و به مقامات بالایی در آگاهی و دانش رسیدند .

بریره، از زنان صدر اسلام است. روزی شوهر او نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و از بریره شکایت کرد که خانه را رها کرده و رفته است. پیامبر (ص) او را خواند و گفت : « ارجعی الی زوجک » یعنی « به خانه شوهرت بازگرد. » بریره گفت: « أتأمرنی یا رسول الله؟ » « آیا مرا امر می کنی و دستور واجب است؟ » پیامبر (ص) فرمود : « لا بل انا شفیع » « نه ( امر و بیان قانون نیست بلکه من واسطه و شفیع هستم . »

از این مکالمه روشن می شود که بریره به مراحلی از درک مفاهیم دینی و معیارهای شناخت احکام اسلامی دست یافته است، که سخن پیامبر (ص) را با معیارهای دقیق تحلیل می کند. این مکالمه و حدیث، مورد استدلال فقها و علمای اصلو است، در این موضوع که امر بدون قراین، دلالتی بر وجوب دارد یا نه؟

امام صادق (ع) می فرمایند: « فرب امرأه افقه من رجل » « چه بسیار زنانی که فقیه تر از مردان هستند . »

اسلام حق تعلیم و لزوم آموزش را برای مرد و زن هر دو فرض و واجب می شمارد . تا آنجا که پیامبر گرامی « تعلیم زن را مهریه او قرار داده است . »

درالمنثور از بیهقی نقل می کنند: روزی رسول خدا (ص) در جمع یاران و اصحابش نشسته بود؛ اسماء بنت یزید انصاریه، به حضور آن حضرت رسید و در کمال ادب سئوالاتی را در باب وظایف زن با ایراد خطابه ای ر جمع آن حضرت و یاران بیان کرد. سپس حضرت رسول (ص) رو به اصحاب کرده و فرمودند: آیا شما تا کنون زنی به این فضیلت دیده اید که در مسائل دینی این چنین سئوال کند؟ معلوم می شود شنیدن صدای زن در این گونه مسائل رواست و زن می تواند در مجامع عمومی درباره مسائل دین سخن بگوید و مردها هم می توانند سخن زن را در مسایل دینی بشنوند .

  • نتیجه گیری :

قرآن هیچ یک از ارزشها و ضد ارزشها را مذکر و مؤنث نمی داند. در عقل نظری که وضعش علم و اندیشه است، « دل » که کارش کشف و شهود است و « جان » که کارش فجور و تقواست، هیچ یک نه مؤنث و نه مذکرند .

قرآن کریم در زمینه عظمت و حقوق اجتماعی زن می فرماید: « یا أیها الذین آمنوا لا یحل لکم أن ترثوا النساء کرها و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن إلا ان یأتین بفاحشه مبینه و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا »

با اندکی تأمل در این آیه می فهمیم که قرآن می فرماید: « با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را چون مرد در مجامع خودتان راه دهید و اگر خوشایندتان نیست که آنها در مجامع شما شرکت کنند، این کار ناخوشایند را انجام دهید چرا که ممکن است خیر فراوانی در این کار باشد و شما ندانید . »

یعنی علیرغم اینکه در تعصب جاهلی زن را از فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی پس می راندند، قرآن تأکید می دارد که اینگونه تعصبات و رسومات جاهلی را که فرهنگ باطل است بزدائید و اگر خوشتان نمی آید آنها مانند شما سمتی داشته باشند و در جامعه و صحنه سیاست، درمان و پزشکی و فرهنگ و تدریس و ... حضور داشته باشند، این امر را تحمل کنید شاید، خیر فراوانی در این کار باشد و شما نمی دانید .

پس بانوان مسلمان با توجه به این تأکید قرآنی و طلب خیر فراوان و کمال می توانند در جهت کسب اشتغالات علمی و فرهنگی و هنری قدم بردارند .

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸


اشتغال زنان تحصیلکرده

طرح مسئله و بیان سوالات تحقیق :امروزه پدیده بیکاری تحصیل کردگان در همه جا به چشم میخورد و بر حسب شرایط اقتصادی خاص هر یک ، میزان آن در کشور فرق میکند . در این میان بیکاری زنان تحصیل کرده دانشگاهی که نقش مادری و همسری خود را باید به بهترین وجهی ایفا کنند بیشتر نمود پیدا می کند . با وجود این که جهان بسوی استفاده بهینه از نیروی انسانی است ولی همچنان زن بعنوان جنس دوم مطرح می گردد .

 قبل از اینکه توانایی ، هوشمندی و کارایی او مد نظر قرار گیرد جنسیت اوست که توانایی اش را تحت پوشش قرار میدهد و با توجه به اینکه همگام با مردان در دانشگاه ها درس میخوانند ولی به هنگام فارغ التحصیل شدن راهیابی به بازار کار و استخدام از سوی کارفرمایان با دید اغماض نگریسته می شود و مورد تبعیض قرار می گیرد .
  
در طول تاریخ زنان سازنده ترین نقشها و ناعادلانه ترین سهم را داشته اند . زنان در درون مناسبات بسیار پیچیده این نهاد با داشتن بالاترین کارکرد تولیدی ، خدمات و از همه مهمتر با دمیدن شور و حیات در کالبد مردان پیوسته در حاشیه موقعیت اجتماعی قرار گرفته است . طبق آخرین آمار نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 مرکز آمار ایران تعداد فارغ التحصیلان زن دانشگاهها در نقاط شهری تهران جمعا 158323 نفر میباشند با توجه به حجم زیاد فارغ التحصیلان در هر یک از مقاطع تحصیلی و با توجه به نوع رشته آنها مشکلات اشتغال آنها باید در صدر برنامه های امروز جامعه قراربگیرد و توجه خاصی نسبت به آن مبذول گردد . واقعیت این است که تامین اعتبار لازم یکی از عوامل موثر و در مواردی مهم و اثر گذار است لیکن این عامل وقتی به ثمر مینشیند که موجبات اثر گذاری آن به خوبی فراهم شده باشد
.

 
اهمیت موضوع : مساله بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی در سالهای اخیر از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است . سخن و بحث در مورد اشتغال زنان فارغ التحصیل دانشگاهی کاری چندان ساده نیست چون ابعاد و الگوی مشارکت اقتصادی این گروه از زنان فقط تابع مکانیز ها قوانین و قواعد اقتصادی حاکم بر بازار کار نمیباشد بلکه متاثر از ارزشها طرز تلقی ها و اصولا نگرشها و وجهه نظرهایی که در میان شهروندان خصوصا مردان نسبت به کار مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی متداول است میباشد . علیه مهم این واقعیت که زنان در تمامی پهنه های زندگی اجتماعی واقعیتی ناگسستنی از جامعه بوده اند و عملا در سختی ها و صعوبتهای رشد اجتماعی باری به اندازه بار مردان بر دوش کشیده اند اما متاسفانه هیچگاه و علیرغم برخی تمجیدهای نظری زنان و یا ارزش  گذاریهای راستین از سوی ادیان امکان تحقیق قابلیتهای خود و امکان حضور فعال در صحنه خلاقیتهای بشری را نداشته اند . البته نباید غافل شد که زنان علیرغم تمامی مشکلات هنوز به بهترین وجهی خود را شناخته اند و سعی در رفع دیدگاههای غلط پیرامون مسئله اشتغال خودشان دارند . با تمام این تفاسیر شناخت وضعیت و مشکلات اشتغال زنان دارای تحصیلات عالی ضروری به نظر میرسد .

بر گرفته از پایان نامه دانشجو :شهلا پورقاسم ، مقطع کارشناسی ارشد

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸


اشتغال زنان در قانون

زن: من این شرط رو روز اول گذاشتم. نمی‌خواستی قبول نمی‌کردی‌، مجبور که نبودی!


شوهر: اون زمان احساساتی شده بودم و نفهمیدم چی گفتم. حالا می‌گی چی کار کنم. تا الان کار کردی ولی از این به بعد حق کار کردن نداری. ما نیازی به در آمد تو نداریم‌. فهمیدی؟


زن: من بهت گفتم حتی اگه پولت از پارو هم بالا بره من کارم رو ول نمی‌کنم.
شوهر: یعنی تو می‌گی من بشینم تو خونه تا مردم هر چی می‌خوان پشت سرم بگن؟ می‌گی بذارم به اون کار ادامه بدی؟ کور خوندی! از فردا می‌شینی خونه‌، خونه داری و بچه‌داری می‌کنی.


زن در مسئله اشتغال نیاز به کسب رضایت مرد دارد و در صورت وجود توافق بین طرفین مانعی وجود ندارد.


طبق ماده 1117 قانون مدنی مرد می‌تواند همسر خود را از شغلی که با مصالح خانوادگی‌اش منافات دارد نفی کند؛ پس روشن است که اختیار مرد در مورد اشتغال زن به طور قطعی و صد در صد نیست و در موارد خاصی مرد قادر خواهد بود از اشتغال زن جلوگیری کند آن هم مواردی که با زندگی زناشویی و حیثیت خانوادگی آنان در تضاد باشد؛ البته این امر نیز باز هم به طور صد در صدی نمی‌تواند تحت اختیار مرد باشد چرا که در هر موردی باید با توجه به وضعیت خاص مرد یا زن و تحصیلات و میزان در آمد و... تصمیم گرفته شود که آیا این شغل با مصالح و حیثیت خانوادگی آنان در تضاد است یا خیر. اما در کل می‌توان گفت اگر شغل و شأن اجتماعی زن به میزان محسوسی پایین‌تر از مرد نباشد، به سختی می‌توان گفت مرد در این مورد قادر است مانع اشتغال همسر خود شود


اگر زن قبل از ازدواج شاغل بوده و شرط اشتغال هم در حین عقد ذکر شده باشد مرد نمی‌تواند مانع اشتغال وی باشد مگر آن‌که‌:


مصلحت خانواده پس از عقد تغییری داشته که عدم اشتغال زن را باعث شده‌. یا این‌که بعد از عقد تغییری در یکی از عناصر اصلی حیثیت مرد مانند تحصیلات، وضعیت اجتماعی و..‌. ایجاد شده باشد که اشتغال زن با حیثیت امروزی مرد و یا زن در تضاد باشد. حتی اگر در حین عقد شرط اشتغال زن ذکر شده باشد اما بعد از عقد با مصلحت خانوده در تضاد باشد باطل می‌شود‌. مرد می‌تواند با تضاد داشتن شغل زن با حیثیت خانوادگی مانع اشتغال زن شود اما اگر دادگاه شغل زن را منافی مصالح و حیثیت خانوده نداند مرد در این مورد حق مانع شدن نخواهد داشت‌.


 طبق ماده 18 قانون حمایت از خانواده که هنوز هم صراحتا نسخ نشده «زن می‌تواند هر گاه شغل شوهرش را منافی مصالح خانوادگی یا منافی حیثیت خود شوهر بداند، منع ادامه اشتغال را از دادگاه تقاضا کند. منظور از منافات شغل شوهر با مصالح خانوادگی و حیثیت زن و یا شوهر همان است که در مورد زن گفته شد، با این تفاوت که منع مرد از اشتغال به شغل خاص نباید به معیشت و نظام اقتصادی خانواده لطمه وارد سازد.

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧
تگ ها : اشتغال ، قانون


دیدگاه جامعه نسبت به اشتغال زنان چیست ؟

بسیاری از افراد جامعه بخصوص در شهرستانها نسبت به شغل زن دید مناسبی ندارند و تنها جایگاه زن را « خانه » می دانند و احتمالاً کارهای غیر از « خانه داری » را برای زنان ضد ارزش تلقی می کنند . نبود قوانین روش در دفاع از زن ، کمبود شغل فقدان سیستم تأمین اجتماعی و بالاخره کم سوادی و بی سوادی از عواملی است که باعث تقویت این بینش شده است و روحیه محافظه کاری و پذیرش جایگاه محدود را در زن ایرانی تداوم و تحکیم بخشیده است .

برای آغاز هر گونه تحول در ساخت اقتصادی و اجتماعی جامعه زنان باید یک تحول در بینش عمومی نسبت به حقوق و جایگاه زن بوجود آورد . در تغییر نگرش جامعه نسبت به مشاغل زنان توجه به موارد زیر قابل ذکر است :

- ریشه کنی بیسوادی

- زنان خودشان را باور داشته باشند و باحضور مداوم خود در اشتغال و مدیریتها گامی در جهت توسعه کشور بردارند .

- زنان در جهت افزایش حقوق خود تلاش کنند .

- از توان زنان در امور قضایی ، وکالت و ... استفاده شود .

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦
تگ ها : اشتغال ، جامعه


چه موانعی بر سر راه اشتغال زنان جامعه است ؟

مسائلی که سد راه زنان در کاریابی می شود ، نگرش ها و باورهای ناصحیحی است که برخی از مردم دچار آنند . برخی عقیده دارند که موجودی به نام زن صرفاً برای کارهای خانه داری آفریده شده است و لزومی ندارد در خارج از منزل به فعالیتی مشغول باشد .

عوامل متعدد اقتصادی ، اجتماعی ، قانونی و فرهنگی ویژه ای در جامعه وجود دارد که مانع از افزایش مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی می شود . این موانع به سه گروه تقسیم می شود :

الف - موانع اقتصادی

ب - موانع اجتماعی - قانونی

ج - موانع اجتماعی - فرهنگی

 


الف - موانع اقتصادی

به طور کلی در زمان رکود اقتصادی ، نیروی کار کمتری مورد نیاز است و تعداد زیادی از افراد جویای کار ، شغل نمی یابند و عده ای از افراد کار و شغل خود را از دست می دهند . اولین گروهی که کار خود را از دست می دهند و یا اصلاً کار به دست نمی آورند معمولاً زنان هستند .


ب - موانع اجتماعی - قانونی

تبعیض جنسی در اشتغال از عوامل بسیار مؤثر عدم افزایش مشارکت اقتصادی زنان است . تبعیص جنسی در بدو استخدام به این صورت است که تنها آن دسته از زنانی استخدام می شوند که واجد تحصیلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود باشند . تبعیض جنسی در نوع آموزش و نظام آموزش و پرورس ، از موانع بارز مشارکت زنان در همه حوزه های فعالیت اقتصادی است .

 ج - موانع اجتماعی - فرهنگی

از عوامل مؤثر درکاهش مشارکت اقتصادی زنان در شرایط نبود تأمین اجتماعی لازم و کافی ، متأهل بودن است . زنان به دلیل اینکه مسئولیت امور خانه بر دوششان گذاشته شده کمتر به دنبال مشارکت فعالیتهای اقتصادی هستند . کم تنوعی فرصتهای شغلی یعنی محدود شدن حیطه اشتغال زنان به مشاغل کم هر دو با شرایط بدو دشوار و همچنین ناچیز بودن تعداد زنانی که در سمتهای بالای اداری حضور دارند به دلیل پیش داوریهای منفی مدیران در رابطه با استعدادها و تواناییهای زنان می باشد .


چگونه مکانی مناسب اشتغال زنان می باشد ؟

براساس باورها و عقاید حاکم بر جامعه ما ، هر حیطه کاری مناسب حضور زنان نیست و یقیناً دیدگاههای فرهنگی و اجتماعی حاکم بر ذهن مردم ما برخلاف ، آنچه در غرب رایج است ، حضور زنان را در محیط های کارگری نامناسب ، منع می کند و نسبت به آن نظر مخالف دارد .

بنابراین مکانی را که زن در آن مشغول به فعالیت می باشد باید از هر لحاظ موافق با هنجارهای اسلامی منطبق با شئونات زن باشد ، مبنای تقوایی و فرهنگ دینی را از زن نگیرد . در واقع حضور او در جامعه یک حضور برخاسته برای اعتلای اجتماعی است . یعنی با حضور در اجتماع بتواند هم به جامعه خدمت نماید و هم وظایف و مسئولیتهای خانه و خانه داری را انجام دهد .

گاهی اوقات مشاهده می شود که زنان در فضایی مشغول به کار می باشند که شخصیت و هویت زن در قبضه اراده و اختیار دیگران قرار می گیرد و با استفاده از ویژگی های خاص زنانه ، تبدیل به وسیله تبلیغاتی برای سودجوییهای کلان دیگران می شوند که در شأن و مرتبه زن خصوصاً در جامعه اسلامی نیست .

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤
تگ ها :


تأثیر اشتغال زنان در تربیت فرزندان چیست ؟

·       آیا اشتغال زن خللی در تربیت فرزندان ایجاد می کند ؟

مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است و از نظر کودک همچون کسی است که از تمام نقاط این جهان اطلاع دارد .

اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می شود .

چرا اینکه مراقبت کودک از حالت انفرادی به حالت گروهی در می آید و نتیجتاً دلبستگی کودک نسبت به مادر از حالت طبیعی خارج می گردد .

چیزی که مسلم می باشد این است که مادران شاغل همانند مادران غیرشاغل نمی توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسیدگی کنند چون مادر چندین ساعت از روز را خواه ناخواه جدای از فرزند بسر می برد . و وقتی که بعد از سپری شدن این ساعات به فرزند می رسد خستگی ناشی از دنیای ماشینی امروز و خستگی فکر و ذهنی به مادر اجازه نمی دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم را نماید چون از طرف دیگر مسئولیت خانه و خانه داری نیز به دوش او می باشد .

در نتیجه باید گفت زنان واجد شرایطی هستند که می توانند در رسیدن به مقاصد آرمانی کشور نقش بسزائی داشته و در محافل علمی - اداری به مانند : مردان نقش فعالی داشته باشند .

امروزه با توجه به افزایش فزاینده مادران شاغل و به منظور جلوگیری از اثرات جبران ناپذیر رشد و نمو کودک ، افزایش مرخصی زایمان ، ایجاد مهدکودک در محیط کار بر طبق استاندارد جهانی و زدودن مشکلات اقتصادی در ابعاد مختلف از وظایف حساس دولت به شمار می رود .

البته مسلما اشتغال مادران تاثیرات مثبتی هم بر تربیت کودکان دارد ، مادری که در جامعه بوده مشکلات اجتماعی و اقتصادی و روانی جامعه و جوانان را می بیند و تجربه کسب می کند الگوی بهترب می تواند به فرزندان خود بدهد و با دید بازتری می تواند آنها را تربیت کند تا زنی که در خانه مانده و بسیاری از انگیزه ها را از دست داده.

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
تگ ها :


اشتغال زنان و تاثیر آن در استقلال زنان

امروزه مشارکت روز افزون زنان در بیرون از خانه باعت تقویت حس اعتماد بنفس و استقلال و افزایش قدرت تصمیم گیری و برخورد مناسب با رویدادها و حوادث زندگی و اثر مطلوب بر روابط خانوادگی برجای گذارده است .

در واقع زن با کار و فعالیت اجتماعی قدرت خلاقیت ، کارآیی و استقلال بیشتری می یابد چرا که زن در ازاء دریافت وجه حاصل از فعالیت اجتماعی و همچنین تبادل اطلاعات علم و آگاهی و تعامل اجتماعی استقلال عمل بیشری می یابد بهتر می تواند در برابر مشکلات خانه و محیط کار تصمیم گیری و مداخله نماید .

به طور کلی باید گفت هر چه زنان بیشتر وارد عرصه اجتماعی شوند به همان نسبت بحران هویت فردی و اجتماعی ، افسردگی و انزواگرایی ، بیزاری از نظام کنترل اجتماعی ، بی اعتمادی و بدبینی به قوانین و قواعد حاکم بر جامعه در این قشر عظیم کاسته خواهد شد .

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱


وضعیت اشتغال زنان در جهان

زنان اولین افراد در خانه هستند که صبح قبل از همه کار را شروع می کنند و آخرین فرد هستند که دست از کار می کشند و همچنین از گذشته تا حال زنان از سنین کم چه در شهر و چه در روستا همواره به کار اشتغال داشته اند. بنابراین در بسیار از جوامع کار زنان کم ارزش تلقی شده و یا در بسیار از موارد ثبت نمی شود. امروز تجدید نظر در مفاهیم اشتغال و بیکاری و خانه دار بودن یکی از مسائل مهم و اساسی می باشد.

 

انسان به طور طبیعی، گرایش به رشد و تکامل دارد و اصلی ترین تفاوت او با دیگر موجودات داشتن تفکر و خلاقیت است و بر اساس تفکر علمی، روشهای نوین و شیوه های جدید در زندگی و محیط مادی اطراف خویش بیافریند. در نتیجه پویا بودن، آفریدن و خلق کردن و حرکت بسوی تکامل جزو ذاتی انسان است.

پدیده اشتغال و کار از ابتدای زندگی اجتماعی بشر مورد توجه بوده است و اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه، امری عادی تلقی می شده و از آنجا که زنان در حدود نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند؛ نقش آنان عمدتا" در برنامه های ملی و بین المللی، در رابطه با نحوه برخورد با مقاطع مختلف زندگی و توسعه سرمایه گذاری، در مناطق در حال پیشرفت مهمتر است که متاسفانه نادیده گرفته شده است.

بطور کلی بررسی وضعیت زنان در جهان و به ویژه کشورهای جهان سوم، اهمیت مساله را بیشتر می کند. زنان این نیروی عظیم، که انواع مختلف کارها را چه به طور رسمی و چه غیر رسمی انجام می دهند، چنانچه به استعدادهای بالقوه آنان توجه شود یکی از منابع سرمایه گذاری برای کشورهای در حال توسعه خواهند بود. اشاره ای کوتاه از وضعیت اشتغال زنان در دو جنگ جهانی خواهیم کرد که شاید ابعاد قضیه را روشن تر کند.

تعداد زنانی که صرفا" خانه دار بودند در اروپا به اوج رسید. اگرچه برای زنهای مجرد اشتغال در مشاغل مزدی عادی بود، اکثریت عمده ای از زنان متاهل در آن زمان، کار نمی کردند. در هر دو جنگ مذکور زنها به اشتغال دعوت شدند تا جای مردان را که به نیروهای مسلح پیوسته بودند، پر کنند. بعد از جنگ جهانی اول، مردان دوباره جای زنان را گرفتند، ولی پس از جنگ جهانی دوم این جایگزینی چندان دقیق صورت نگرفت. رشد اشتغال زنان از آن زمان با گسترش مشاغل خدماتی ارتباط نزدیکی داشته است.

در سطح و محدوده یک خانواده زن نقشهای خانوادگی را انجام می دهد و در کسب درآمد و رفاه خانواده سهمی را به عهده دارد، زمانی را صرف آموزش کرده تا امکان رشد و ارتقاء پیدا کند. چنانچه ترک شغل نماید تمام سرمایه گذاری که در این راه نموده از بین می رود و خانواده با نقصان درآمد، دچار شرایط سخت تری می گردد. در حالی که با ورود فرزند مخارج خانواده افزایش هم می یابد.

بنابراین، به نظر می رسد ترک شغل به واسطه تعدد نقشهای زنان آثار نامطلوبی را در سطح جامعه می گذارد که نتایج آن مناسب توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه نخواهد بود.
به طور کلی برای اشتغال زنان امکان دخالت چندین نیاز به صورت ترکیبی وجود دارد. آنان ضمن داشتن انگیزه های اقتصادی و ایمنی می توانند به نیازهای احترام و تعلق توجه داشته باشند. همچنین در این مسیر براساس نیاز خود شکوفایی، استعدادهای بالقوه خود را بالفعل در آورده و نیازهای بعدی را هم ارضا نمایند.

بطور کلی زنان به دلایلی چند اشتیاق بیشتری به کارکردن نشان داده اند. عوامل اقتصادی معمولا" مهمترین است. زنان برای جبران کمبود در آمد خانواده و بالابردن قدرت خرید خانواده، برای کسب نوعی آزادی فردی استقلال و یا به عنوان ایمنی برای آینده خود یا خانواده شان یا حضور فعال در اجتماع کار می کنند.

زنان اولین افراد در خانه هستند که صبح قبل از همه کار را شروع می کنند و آخرین فرد هستند که دست از کار می کشند و همچنین از گذشته تا حال زنان از سنین کم چه در شهر و چه در روستا همواره به کار اشتغال داشته اند.
بنابراین در بسیار از جوامع کار زنان کم ارزش تلقی شده و یا در بسیار از موارد ثبت نمی شود. امروز تجدید نظر در مفاهیم اشتغال و بیکاری و خانه دار بودن یکی از مسائل مهم و اساسی می باشد.
زنان بطور کلی فعالیتهای مختلفی را در خانه و خارج از خانه دارند. چنانچه کار را در معنای معمول آن، هرنوع اشتغالی که پاداش مالی بر آن مترتب باشد، بدانیم بسیار از فعالیتهای زنان در این مقوله نمی گنجد زیرا پاداش مالی ندارد.

به طور کلی اگر کنش افراد را به صورت یک نظام در نظر بگیریم، رویکرد زنان به اشتغال خارج از خانه تحت تاثیر نظامهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظام شخصیتی آنان است. زنان به واسطه نقشهای محول خود انتظاراتی را باید پاسخگو باشند که از طریق جامعه پذیری در خانواده و مدرسه فرا گرفته اند. زنان با اهداف جامعه مبنی بر نیاز به کار و فعالیت تولیدی در کارخانه ها و کارگاهها و موسسات آشنا شده و با انگیزه های مختلف وارد چرخه کار می شوند. تقسیم کار لازمه یک جامعه رشد یافته است که براساس استعدادها و توانمندیهای افراد به وجود آمده است و ممکن است بر حسب شرایط فیزیولوژیکی وسنی افراد فرق کند.
به هر حال، موانع متعدد اجتماعی در اشتغال زنان وجود دارد که بعضی از آنها طرح شد و شاید موارد بیشماری نیز وجود داشته باشد که با شدت تاثیر کمتر و بیشتر روی اشتغال زنان موثر باشد. ترکیب این موانع با موانع اقتصادی، فرهنگی، بیولوژیکی شرایط خاص برای زنان ایجاد نموده است.

منبع : جامعه شناسی اشتغال زنان – دکتر خدیجه سفیری

 

  
نویسنده : زهرا قلی جعفری ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٩
تگ ها :